موسیقی و تاریخ موسیقی ایران                     
1/26/2014--متفرقه
 
 
 موسيقي؛ هنري پررمز و راز

 


بيهوده نيست که هندوان اولين هنري را که از آسمان براي بشر فرستاده شده موسيقي مي دانند و عرفاي اسلامي موسيقي را بهترين وسيله ي اظهار لطيفترين اسرار الهي.
روح آدمي از عالم قدس سرچشمه گرفته و توسط طلسمي که سرّ آن فقط بر حق تعالي مکشوف است با بدن خاکي پيوند يافته و پيوند حيات آدمي در عالم زيرين تحقق يافته است. لکن روح را همواره يادي از مأواي اصلي و وطن اوليه خود باقي ست و تمام کوشش هاي انسان از براي نيل به کمال حتي اگر آن را به عالم ماديات محدود سازند از اين تذکر سرچشمه مي گيرد. در عالم قدس، روح مستمع دائمي موسيقي جاويدان اين عالم بوده و از هماهنگي و وزن آن بهره مي گيرد و در آن شرکت داشته است. دراين زندان تن، روح از طريق موسيقي بار دگر يادآور سرزمين اصلي خود مي شود و حتي آن طلسمي که روح را به تن پيوند مي دهد از اين راه شکسته مي شود و براي چند لحظه اي هم شده روح اجازه مي يابد تا بالهاي خود را گسترده ساخته و در ساحت عالم معني و فضاي ملکوتي که مفرح روح آدمي ست به پرواز درآيد و از وجد و سروري که ذاتي اين عالم است بهره مند شود. 
 

 
 


انسان کامل را البته احتياج به هيچ نوع مرکب نيست زيرا که او خود قدرت طيران دارد. لکن تا انسان به آن مرحله رسد موسيقي معنوي يکي از قوي ترين طرق بيداري انسان مستعد از خواب غفلت است و مرکبي است مطمئن که مي تواند انسان را از حضيض جهان پرالم مادي به اوج عالم پهناور معني برساند.
آن چه مسلم است موسيقي در بيان احوالات دروني انسان نقشي به سزا ايفا مي کند. 
 
تلخي و شيريني، اميد و نااميدي، غم و شادي در موسيقي، همه از احساس نشأت مي گيرند و آنچه در بيان عواطف آهنگساز کمک شاياني مي کند، بهره گيري وي از ارتباط عميق بين اصوات با رنگ است. او همچون نقاشي چيره دست، چنان به طراحي و آميزش نت ها همت مي گمارد که مي تواند درآني، ذهن شنونده را به پرواز يا پرتاب سوق دهد.
 
هر آوايي مي تواند احساسي خاص ايجاد کند، چنانچه هر رنگ. بي ترديد مي توان گفت که ميان هر هفت صداي اصلي موسيقي (هفت نت موسيقي) و رنگهاي تشکيل دهنده ي رنگين کمان (همان هفت رنگ اصلي) ارتباطي مستقيم وجود دارد. 
 

 

 


آهنگسازان براين باورند که هرکدام از اين اصوات رنگي به خصوص دارند که در ساخته شدن شخصيت آن صوت (نت) سهيم هستند. به عنوان مثال در خصوص نت لا (A)* که يکي از نتهاي محوري در موسيقي و ارکستر محسوب مي شود، بعضي رنگ صورتي را به آن نسبت مي دهند. در اواخر قرن نوزدهم، آهنگساز واقع گراي آمريکايي امي بيچ (Amy beach) و هم آهنگساز عرفان گراي روسي الکساندر ريمسکي کرساکف –خالق شهرزاد- نت لا را به رنگ صورتي ديدند. در هرصورت نت لا روشن، بنيادي و قوي است اما نه خيلي سنگين و با ابهت*.
از اين روست که آدمي همواره در پي آن است که کلام خود را در غالب موسيقي با رموزي بيان نمايد. بسيار اتفاق مي افتاد که آهنگسازان از پيام هاي رمزي موسيقايي ( يعني جايي که نت ها نشانگر حروف بودند) استفاده مي کردند تا نامي را در يک قطعه ي موسيقي درست کنند. شومان اغلب از هجي نام معشوقه ي خود به عنوان يک پيغام استفاده مي کرد. برامس نيز پس از اينکه قرار ازدواج خود را با زني به هم زد از همين روش استفاده مي کرد.
 
به هرصورت موسيقي زبانيست پر رمز و راز که به فراخور حال اثري، آدمي را به حضيض يا اوج مي رساند و گاه انسان از عالم زمان ناگهان منقطع شده، خود را در مقابل ابديت احساس کند ولحظه اي از حظّ فنا و بقا بهره مند گردد.
<<مقاله قبلی   مقاله بعدی>>
سپهری یک نقطه عطف...   گرافيك چيست؟ 1...