نگاهی به فیلمنامه "تاریخچه یک خشونت" اثر دیوید کراننبرگ                     
1/27/2014--متفرقه
 
 

 

نوشته شده توسط سعيد مستغاثي   
 

به نظر مي آيد بالاخره ديويد کراننبرگ تا حدودي از دنياي ماليخوليايي آثاري چون "مگس" ، "اگزيستنز" ، "تصادف" و "عنکبوت" فاصله گرفته و ...

 

به نظر مي آيد بالاخره ديويد کراننبرگ تا حدودي از دنياي ماليخوليايي آثاري چون "مگس" ، "اگزيستنز" ، "تصادف" و "عنکبوت" فاصله گرفته و اگرچه بازهم کاراکترهايش دچار دوگانگي شخصيتي و نوعي روانپريشي هستند اما قصه و فيلمنامه فيلم "يک تاريخ خشونت" در فضاهاي آزاردهنده و بعضا مشمئز کننده سير نمي کند.

 

 شايد به خاطر اين بوده که خود کراننبرگ  کمترين دخالت را در فيلمنامه داشته است. نويسنده فيلمنامه ، جان اولسن با اينکه تجربه نوشتن فيلم کوتاه ترسناکي به نام " مورد هجوم قرار گرفته " را در کارنامه اش دارد ولي اغلب آثار نوشتاري اش را فيلمنامه هاي حادثه اي و جنايي تشکيل داده ، مانند:"غريزه کشتار" و" روي خط مرزي" و... و حتي کمدي کوتاهي به نام "يک لحظه سکوت" را هم در سال 2000 نوشته است. منبع اقتباس سينمايي اولسن در فيلمنامه "يک تاريخ خشونت" ، نوول گرافيکي جان واگنر و وينس لوک بوده که هر دو در زمينه نوشتن تجربيات متفاوتيداشته اند ، از جمله جان واگنر که خالق کاراکترهاي "قاضي درد" بوده است.

 

ماجراي "يک تاريخ خشونت " ، قصه اي است نه جندان تازه که  در فيلم هاي گوناگون سينما از ديرباز روايت شده و به انحاء مختلف به تصوير کشيده شده است. داستان دو شخصيتي بودن و به قول روانشناسان :"شيزوفرني" يا"اسکيزو فرني" که شايد به همين دليل هم کراننبرگ جذب آن گرديده ، چراکه با ديگر شخصيت هاي آثار قبلي اش سازگاري دارد. همان قصه "دکتر جکيل و مستر هايد" که حتي به کارتون "توييتي و سيلوستر" هم رسيد. در شکل مثبتش "بت من" و " اسپايدرمن" و " سوپرمن" و " چهار شگفت انگيز" و...و حتي " هالک"  و در اشکال منفي اش به "هانيبال لکتر" و حتي "دراکولا" هم مي رسيم. اما نوع دو شخصيتي بودن فيلم "يک تاريخ خشونت" به يک نوعي از گونه "ژان والژاني" است به اين مفهوم که فرد داراي دو تجربه کاملا متفاوت از زندگي بوده که اينک بنا به ضرورت ، زندگي اصلي يا تجربه اولي خود را  آگاهانه در گوشه هاي ذهنش نگه داشته و به طريقه اي ديگر روي آورده است . ولي همواره جرقه هايي باعث مي شوند که ويژگي هاي شخصيتي آن زندگي اوليه در وجودش بروز نمايند.

 

تام استال (با بازي قابل توجه ويگو مورتنسن که ديگر کاملا از قالب آراگورن فيلم هاي "ارباب حلقه ها" به درآمده ) مردي خانواده دوست و محترم در شهر کوچک مالبوروي اينديانا ست که يک اغذيه فروشي را اداره مي کند ولي روزي ناگهان همين اغذيه فروشي اش مورد تهاجم دو گنگستر قرار مي گيرد و او در کمال ناباوري اطرافيانش ، آن دو را با مهارت يک حرفه اي ، به قتل مي رساند. اگرچه از آن پس قهرمان آن شهر کوچک ناميده مي شود ولي مورد ظن برخي  اطرافيانش از جمله خانواده و کلانتر شهر واقع مي شود. اين سوءظن از هنگامي بيشتر مي شود که مرد مشکوکي به نام "کارل فاگرتي" (با بازي مثل هميشه خوب اد هريس ) با چند نفر از همراهانش مزاحم تام شده و به او مي گويند که يک گنگستر حرفه اي به نام "جويي کيوساک" بوده که به همراه برادرش "ريچي"  در فيلادلفيا با آنها درگير شده و باعث شده يک چشم "فاگرتي" از بين برود. تام مدعي است در عمرش آنها را نديده و به فيلادلفيا نرفته است ولي وقتي براي دومين بار در درگيري با "فاگرتي " و دارو دسته اش ، همه آنها را به تنهايي ، لت و پار مي کند ، ديگر کمتر شکي حتي براي همسر مهربانش "ادي" باقي مي گذارد.

 

ادي بعد از درگيري تام با فاگرتي و اعوان وانصارش در بيمارستان به او مي گويد:" من در جلوي چشمانم جويي را ديدم . تو در يک لحظه از تام استال به جويي کيوساک بدل شدي."

 

تا اينجا ، داستان به شدت فيلم "بوسه خداحافظي شب بخير"( رني هارلين- 1996) را به خاطر مي آورد که در آن فيلم  هم جينا ديويس ، نقش يک معلم آرام و خانم خانه داري را ايفا مي کرد که سخت به امور خانواده اش مشغول است  ولي  حادثه اي که موجب ضربه اي به سر او مي شود ، ناگهان خاطراتي را در ذهنش زنده مي کند که به عمل  و عکس العمل هاي عجيب و غريبي از نگاه اطرافيان در زندگي او منجر مي شود ، خصوصا وقتي متوجه مي شود که عده اي به دنبال کشتنش هستند . او مانند يک مامور دور ديده حرفه اي عمل مي نمايد. تا بالاخره مشخص مي شود که آن خانم معلم خانه دار در واقع يک مامور مخفي سازمان امنيت بوده است و...

 

راه دور نرويم نمونه اخيرتر اينگونه ماجراها ، دو فيلم "هويت بورن" و "برتري بورن" بودند که درباره يک مامور مخفي به نام جيسن بورن(با بازي مت ديمن) و فراموشي عمدي وي نسبت به هويت و ماموريت هاي سري اش ساخته شدند.

 

 

 

 
<<مقاله قبلی   مقاله بعدی>>
گرافيك چيست؟ 2...   فرم فیلم و تاریخ سینما ، سینمای اولیه...
     
     
     
 
Go Top