سوررئالیسم و اصول سوررئالیسم                     
1/27/2014--متفرقه
 
 
 تاريخچه سوررئاليسم



يك شب در سال 1919 آندره برتون از شنيدن جمله ي كه به پنجره ذهنش زد تكان خورد . 
تصوير محو شد ، ولي جمله در يادش ماند (( پنجره ، مردي را دو تكه كرده است . )) اين مكاشفه ي عجيب با يك تصوير بصري همراه بود و بلافاصله بعد از آن چند جمله بي ربط ديگر ، بدون اراده ي آگاهانه ي او ، به ذهنش آمد . از آنجا كه برتون با شيوه هاي روانكاوي فرويدي آشنايي داشت ، سعي كرد اين جريان خود سر تصاوير را بدون دخالت عقلاني خود آزادانه مجال جولان بدهد، شرح مكتوب اين تجربه را كه بعدها (( متن خودكار )) نام گرفت ، دادائيستها بي درنگ پذيرفتند ، ولي در حقيقت اولين نفس يك جنبش تجربي مصمم تر بود به نام سوررئاليسم .

پس از آنكه دادائيسم با آن وضع فضاحت بار از ميان رفت ، گردانندگان آن در سال 1921 به دور آندره برتون كه خود نيز زماني جزو دادائيستها بود گرد آمدند و طرح مكتب جديدي را ريختند ، جستجوي علمي و دقيق (( واقعيت برتر )) جايگزين فضاحت و عصيان بي رويه شد . آندره برتون به كمك لويي آراگون و پل الوار و فيليپ سوپو و روبر دسنوس و بنژامن پره چند تن از شاعران و نويسندگان ديگر به كشف دنياي لا يشعر و ضمير پنهان پرداختند . مكتب سوررئاليسم به طور رسمي در سال 1922 تشكيل شد . 
واژه سوررئاليسم نخستين بار در نمايشنامه (( عبث نما ))ي گيوم آپولينر به نام (( سينه هاي تيره زياس )) ظاهر شد كه در سال 1903 نگارش يافت ولي نخستين بار در سال 1927 به روي صحنه رفت . (( درام سوررئاليستي )) عنوان نوعي نمايشنامه بود . اين واژه از نظر آپولينر نشان دهنده يك شيوه تمثيلي انتقال حقيقت جوهري بود . چنان كه خودش مي گفت : " موقعي كه انسان خواسته بود از عمل راه رفتن تقليد كند ، چرخ را اختراع كرده بود ، پاي مصنوعي نساخته بود . " به همين سان هنرمندي كه مي خواهد حقيقت بنيادين هستي را منتقل كند ، نه به برش ناتوراليستي زندگي بلكه به تخيل تداعي گر شاعر روي مي آورد .
ظهور سوررئاليسم مصادف با دوره ي است كه نظريات زيگموند فرويد ، پزشك روانشناس اتريشي درباره ي (( ضمير پنهان )) و (( رويا )) و (( واپس زدگي )) افكار متجسس را به خود مشغول داشته بود . آندره برتون و لويي آراگون ، كه هر دو پزشك امراض رواني بودند ، از تحقيقات فرويد الهام گرفتند و پايه مكتب جديد خود را بر فعاليت (( ضمير پنهان )) بنا نهادند .
در همان سال 1921 نخستين كتاب سوررئاليستي با عنوان ((ميدانهاي مغناطيسي )) به قلم آندره برتون و فليپ سوپو منتشر گشت . از سال 1922 تا 1924 تحقيقات جديد اين دو تن درباره ي (( طبيعت برتر )) و (( ضمير پنهان )) مرتبا در مجله (( ادبيات )) به چاپ مي رسيد . به زودي چندين شاعر و نويسنده ديگر نيز ، از جمله آنتونن آرتو و ماكسيم الكساندر و پير ناويل به آنان پيوستند .
ولي آندره برتون دست به تصفيه ي دامنه داري زد و پيروان و مريداني را كه تشنه شهرت ادبي و سياسي بودند از جمع خود بيرون كرد ، زيرا عقيده داشت كه فعاليت سوررئاليستي در نفس امر بايد از (( هر چه رنگ تعلق پذيرد )) آزاد باشد . به قول خودش كساني را كه به عللي ، كم و بيش آشكار ، استحقاق اين آزادي را نداشته اند نفي بلد كرد . بدين ترتيب ژان كوكتو و ژان پولان و رمون راديگه و ژول رومن و آندره سالمون و پل والري ، به گناه آنكه فروش آخرين كتابهايشان از متوسط بالاتر بوده است ، كنار رفتند . { بعدها جرجو كويكو و سپس در سال 1936 سالوادر دالي به اين سبب كه به فاشيسم روي آورده بودند و ژوزف دلتي چون به مذهب كاتوليك گرويده بود ، اخراج شدند .}
در سال 1924 ناگهان فعاليت و آوازه سوررئاليست ها به اوج قدرت خود رسيد، در يكي از خيابانهاي بزرگ پاريس ، مركزي به نام (( دفتر تحقيقات سوررئاليستي )) افتتاح شد و نخستين بيانيه سوررئاليسم به قلم آندره برتون و نخستين مجله (( انقلاب سوررئاليستي ))به مديريت پير ناويل و بنژامن پره منتشر گرديد . 
در بحبوحه ي جنگ و انقلاب مراكش ، سوررئاليست ها جانب كمونيست ها را گرفتند و بر اثر آن ، فرياد اعتراض از همه سو بر خواست .
در سال 1929 ، برتون دومين بيانيه ي سوررئاليسم را منتشر كرد و وضع سياسي اين مسلك را روشن و مشخص كرد . در اين بيانيه ، برتون مجددا بر تعهد خود به طغيان و گسترش شناخت از واقعيت تاكيد كرد. از اين پس برتون به تدريج چند تن از همكاران خود را به دلايل مختلف طرد كرد .
با شروع جنگ دوم جهاني ، دالي و ايو تانگي به آمريكا گريختند . بنژامن پره به مكزيك رفت . آندره برتون باز جامه پزشكي پوشيد و به همراه آندره ماسون را آمريكا را در پيش گرفت تا با فراغت بال و استقلال كامل تحقيقات سوررئاليستي خود را دنبال كند . وي در سال 1942 ديباچه سومين بيانيه سوررئاليسم را در نيويورك منتشر كرد . در سال 1946 پس از پايان جنگ و استقرار آرامش به پاريس برگشت و در مصاحبه با خبرنگاران ثبات عقايد خود را اظهار داشت و گفت : " در دوره ي كه چرخ اجتماع بر اثر طغيان اشتهاي مادي از محور خود خارج شده است ، لزوم جستن آرمان و هدف معنوي بيش از پيش احساس مي شود ، در عصر انفجارات هم انسان بايد با مفاهيم ساخته و پرداخته و قالب گرفته به مبارزه برخيزد و همه امكانات خود را براي برقراري عصر جديد ديري به كار اندازد . "

 
اصول سوررئاليسم
 

سوررئاليسم در تعريفي كه آندره برتون از آن مي داد ، متعهد به تصحيح تعريف از واقعيت بود . وسايلي كه به كار مي بست ( نگارش خود كار ، شرح خواب ، روايت در حالت خلسه ، شعر ها و نقاشي هاي مولود تاثيرات اتفاقي ، تصويرهاي متناقض نما و رويايي ) همه در خدمت يك مقصود واحد بودند : تغيير دادن درك ما از دنيا و به اين وسيله تغيير دادن خود دنيا . 
 
 
 

 
سوررئاليسم داراي چندين فلسفه ي خاص است :
 
 
1 . فلسفه علمي كه همان روانكاوي فرويد است . چنانكه از اسم سوررئاليسم بر مي آيد ، آيين اصلي آن بر استوار است كه جهاني واقعي تر از جهان عادي وجود دارد و آن جهان ضمير نا خود آگاه است .
 
<<مقاله قبلی   مقاله بعدی>>
زندگینامه ژان رنو...   تدوین ؛ عامل تاثیر گذار بر فیلم...