تدوین ؛ عامل تاثیر گذار بر فیلم                     
1/27/2014--متفرقه
 
 
 تدوين چيست؟!

آيا از کاربرد تدوين اطلاع داريد؟! در صورتي که دوست داريد به پاسخ سوالات بالا برسيد و يا اطلاعاتتون از تدوين بيشتر شود ادامه متن را بخوانيد .

در دنياي واقعي، آنچه در برابر ديدگانِ ما مي‌گذرد، همه‌ي آن چيزي نيست كه وجود دارد.ما مي‌بينيم، حس مي‌كنيم و آن را همه‌ي واقيعت مي‌پنداريم . اما در واقع چنين نيست. ذهن ما ناخودآگاه به انتخاب دست مي‌زند و آنچه كه مي‌بينيم تمام آنچه كه وجود دارد ، نيست؛ بلكه آن است كه ما خواسته‌ايم و انتخاب نموده‌ايم.نگاه ما در يك خيابان شلوغ تنها كساني و چيزهايي را ثبت مي‌كند كه ما توجه خود را بر آن‌ها متمركز كرده‌ايم. اين بدان معنا نيست كه ما افراد يا اشياء ديگر را نديده‌ باشيم،بلكه تمامي آنچه در حوزه ديد عدسي چشم است بر اساس كاركرد فيزيولوژيكي چشم ثبت مي‌شوند، اما كار اصلي را ذهن است كه انجام مي‌دهد؛ يعني انتخاب. اين گونه است كه بسياري از افراد و رويداد‌ها را به ياد نمي‌آوريم و بسياري از چيزهاي آشكار در برابر ما پنهان مي‌مانند، كه چه بسا قابل توجه‌تر از آنچه ما از نظر گذرانده‌ايم، بوده است.بدين گونه است كه در دنياي فيلم “ تدوين ” همان نقش ذهن را در واقعيت به عهده دارد.بدين معني كه آنچه پنهان است، آشكار مي‌كند و آنچه آشكار است اما نيازي به ديدن آن نيست، پنهان؛ يعني انتخابِ بهترين تصوير براي ديدن. 
 

 
« پرده سينما همان اوج و فرودهاي تخيل خودمان را باز مي‌تاباند؛ تخيلي كه از واقعيتي تغذيه مي‌كند كه قرار است جايگزين آن گردد.يعني داستان فيلم از تجربه‌‌اي زاده مي‌شود كه تخيل ما از آن فراتر مي‌رود. ولي آنچه كه روي پرده تخيلي است بايد همان فشردگي مكاني و فضايي امر واقعي را داشته باشد.»آندره بازن
 

تأكيد بازن بر روابط فضايي و مكاني و حفظِ تدوام اين دو عامل در رابطه با “ واقع‌نمايي ” نماهاست؛ اين در حالي است كه توانايي بازنمايي واقيعت و تداوم “ مكاني، فضايي ” را از امكانات“ ميزانْ‌سن ” مي‌داند. درهمين رابطه “ نؤئل بورچ ” تدوين سينمايي را “ هنر فضاسازي ” مي‌داند و با اشاره به كارهاي “ ايزنشتاين ” اين مسئله را كه فضاسازي تدويني چه اندازه بر ساختارهاي ديگر فيلم تأثير مي‌گذارد را تحليل مي‌كند.
 
به عقيده بوردول تدوين چهار قلمرو اصلي را براي « انتخاب، كنترل در اختيار فيلم‌ساز قرار مي‌دهد:
 

 
 
1. روابط گرافيكي بين نماي الف و نماي ب
 
2. روابط ريتميك بين نماي الف و نماي ب
 
3. روابط فضائي بين نماي الف و نماي ب
 
4. روابط زماني بين نماي الف و نماي ب
 

 
 
اما هر يك از اين حوزه‌ها، در فيلم‌هاي گوناگون متفاوت عمل مي‌كند. به طور مثال اهميت روابط گرافيكي و ريتميك در فيلم‌هاي انتزاعي و فرمال بيشتر از ديگر فيلم‌ها نمود پيدا مي‌كند.اما ارتباط فضائي و زماني در اكثريت فيلم‌ها اعمال مي‌شود به جز فيلم‌هاي تجريدي و فرمال.
 
اما به نظرِ “ سوزان هيوارد ” تدوين را به چهار نوع اصلي مي‌توان تقسيم كرد:
 

 
 
<<مقاله قبلی   مقاله بعدی>>
سوررئالیسم و اصول سوررئالیسم...   تارانتینو و سینما...