میزانسن چیست؟                     
1/27/2014--متفرقه
 
 
 در صورتي که علاقه مند هستيد تا با عناصر تاثير گذار ميزانسن آشنا شويد به مطالعه ادامه مطلب بپردازيد .

«فيلمساز مختار است كه از هر سيستم ميزانْ‌سني كه مي‌خواهد استفاده كند.وظيفه‌ي ماست كه كاركرد آن را در كل فيلم تجزيه و تحليل كنيم؛ شأن نزول اين ميزانْ‌سن چه بوده،اين ميزانْ‌سن چگونه تغيير مي‌كند يا بسط مي‌يابد در ارتباط با فرم‌هاي روايي و غير روايي چگونه عمل مي‌كند.» هنر سينما
 

 
پيش از پيدايش صدا در سينما ،سهم مونتاژ ”montage” در فيلم‌ها كه براي انتقال مفاهيم و روند داستاني فيلم به ناچار تنها برتصاوير ـ يكي از دو عنصر اصلي سينما ـ استوار بود؛ و“ نما ” در انتقال اطلاعات به بيننده مهم‌ترين واحد فيلميك به حساب مي‌‌آمد. در اين دوران كساني چون ايزنشتاين،پودفكين وكوله شوف ـ فرماليست‌هاي روسي‌ـ با ابداع “ سبك مونتاژي”؛ و مورنائو،لانگ و روبرت وينه ـ اكسپرسيونيست‌هاي‌آلماني ـ با تمهيدات بيانگرا”exspressionism” به تواناييهاي جديدي در فرم فيلم و امكانات مونتاژ دست يافتند ، كه تا امروز نيز از اهميت آن كاسته نشده است .
 
ميزان‌ْسن در سينما به خصوص در مقابل سبك مونتاژي واكسپرسيونيستي ـ كه واقع نمايي از اجزاي سبكي آنان به شمار نمي‌آيد ـ ، بسيار مورد توجه نظريه پردازاني كه عمدتاً بر واقع‌گرايي “ realism” تاكيد دارند، قرار گرفت. (درمورد واقع‌نمائي ميزان‌ْسني و فيلمبرداري با وضوح عميق ، نظريه‌پردازاني چون “زيگفريد كراكوئرKracauer,Siegfried,” و “ آندره بازنBazin,Andre,” داراي نظرياتي مي‌باشند كه در مطالعات سينمايي با اهميت تلقي مي‌شوند.) 
 
با اين حال نظريه‌هاي مونتاژي وميزان‌ْسني و كاربرد آن در سينما بحث ريشه‌داري‌ست ، كه امروزه نيز با گسترش مطالعات نظري آكادميك كه با مقالات “ كريستين متزmets,christian, ” درباره نشانه‌شناسي سينما وارد مرحله‌ي تازه‌اي گرديد و تا به امروزه كه سلطه نئوفرماليست‌ها “ Neoformalist “ بر نظريه‌هاي فيلم فرا‌گير شده است، مورد توجه و تحقيق فراوني قرار گرفته است.
 
در اين رابطه ، به جز پرداختن به ميزانْ‌سن؛ در آخر به تحليلي كوتاه از سبك مونتاژي به سردمداري “سرگئي ايزنشتاينSergei,Eisenstein, ” و سبك ميزانْ‌سني به رهبري “ آندره بازن ” خواهيم پرداخت. 
 

 
 
ميزان‌ْسن
 
سينما از دو عنصرِ ادراكي ديداري/شنيداري يعني “ تصويرو صدا ” تشكيل يافته است كه در فضا و زمان جاري است . بدين معني‌كه: فيلمي كه نمايش داده مي‌شود، از طريق دو حس بينائي و شنوائي ادراك مي‌گردد و هم‌چنين در مكاني به مدت زماني مشخص به نمايش گذاشته مي‌شود. اما ما به عنوان مخاطب با بسياري از عوامل تشكيل‌دهنده يك فيلم مستقيم در ارتباط نيستيم و بر ادراك ما از يك فيلم، ويا تحريك حسي از حواس ما دخيل نيستند ، مانند موادخام، ابزار كار وحتا روندي كه در پيوند ميان نماها وحركت فريم‌ها در ادراك ما نسبت به فيلم رخ مي‌دهد زياد آگاه و دخيل نيستيم آنچه بر بيننده تاثير مستقيم و پايدار ذهني و رواني مي‌گذارد ، در واقع همآن‌ست كه بر پرده در برابر او پديدار مي‌‌گردد، يا بهتر است بگويم در يك قاب از فيلم رخ مي‌دهد.آنچه براي ما به عنوان فيلم درك مي‌شود ، مجموعه‌اي از عكس‌هاي‌متحرك وصداهاي گوناگون است.اين تصاوير تركيبي از وسايل صحنه، بازيگران، نور و حركت است،اين مجموعه عوامل را ميزان‌ْسن مي‌گويند: 
 
« در اصل يك اصطلاح تئاتري و به معناي “صحنه‌بندي” است.معناي ميزان‌ْسن از تئاتر فراتر رفت تا دلالت كند بر اعمالي در توليد فيلم،كه به قاب بندي نماها سر وكار دارد. بدين ترتيب ميزان‌ْسن دلالت دارد ؛ نخست بر:صحنه‌آرائي،لباس و نورپردازي ؛ دوم بر: حركات درون قاب.» سوزان هيوارد
 

 
" بوردولBordwell, "و" تامسنThompson, "، ميزان‌ْسن را اين گونه تعريف مي‌كنند:
 

 
<<مقاله قبلی   مقاله بعدی>>
تارانتینو و سینما...   چهارصد موسیقی در چهل سال؛داستان موریکونه پایان ندارد...